السيد حامد النقوي
81
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
استنكاف كرده ، كه آن را مخالف تسبيح و تنزيه بارى تعالى دانسته ، چنانچه فقرهء لو سبّحت ربحت بر آن دلالت صريحه دارد ، چه از اين كلام واضح است كه اسحاق بن سويد بجعل فعولين خبر كون تسبيح بارى تعالى نكرده ، و اگر عينان را مرفوع و صفت عينان مىگردانيد تسبيح بارى تعالى مىكرد . پس اين كلام در صدق دعوى جناب سيد مرتضى اعني : ( و انما تحرز ذو الرمّة بهذا الكلام من القول بخلاف العدل ) صريح است ، لكن چون جناب شاهصاحب معناى كلام ذو الرمّة ندريافتند ، بلكه اصل الفاظ را نتوانستند كه درست بخوانند ، بلكه آن را تحريف و تصحيف نمودند ، به اين سبب در رد ارشاد باسداد جناب سيد مرتضى طاب ثراه ، دراز نفسي و هرزه سراى آغاز نهادهاند ، و به اين تقرير مهمل و مختل و تزوير بى مغز و معتل بر خود باليده در پوست نمىگنجد ، و گمان مىبرند كه در تغليط جناب سيد مرتضى گوى مسابقت ربوده ، داد تحقيق و امعان نظر دادهاند . شاهصاحب در فهم كلام سيد مرتضى گرفتار تحريف شده دهم آنكه اين خبر را جناب سيد مرتضى بوجهى ديگر در « غرر و درر » نقل فرموده ، اگر شاه صاحب ملاحظهء آن مىكردند در تحريف لفظ سبّحت بلفظ شخت كه سبب عدم فهم مراد گرديده مبتلا نمى شدند ، لكن چون در تقليد كابلي و استراق خرافاتش انهماك تمام دارند ، و رو بمراجعت اصول كتب نمىآرند پى به اين وجه ديگر هم نبردند ، جناب سيد مرتضى طاب ثراه در « غرر و درر » بعد عبارت سابقه كه در آن فقره لو سبحت ربحت مسطور است فرموده » : و قد روي هذا الخبر على خلاف هذا الوجه ، أخبرنا أبو عبيد اللَّه المرزباني